![]() |
![]() |
|
|
+ نوشته شده در
91/02/03ساعت 14:57 توسط |
|
|
+ نوشته شده در
91/01/02ساعت 20:21 توسط |
|
|
هرگز فکر نکنید دیگران احمق اند چون کاملا" اشتباه می کنید.
عتیقهفروشی در روستایی به منزل رعیتی ساده وارد شد. دید كاسهای نفیس و قدیمی دارد كه در گوشهای افتاده و گربه در آن آب میخورد. دید اگر قیمت كاسه را بپرسد رعیت ملتفت مطلب میشود و قیمت گرانی بر آن مینهد. لذا گفت: عموجان چه گربه قشنگی داری آیا حاضری آن را به من بفروشی؟ رعیت گفت: چند میخری؟ گفت: یك درهم. رعیت گربه را گرفت و به دست عتیقهفروش داد و گفت: خیرش را ببینی. عتیقهفروش پیش از خروج از خانه با خونسردی گفت: عموجان این گربه ممكن است در راه تشنهاش شود بهتر است كاسه آب را هم به من بفروشی. رعیت گفت: قربان من به این وسیله تا به حال پنج گربه فروختهام. كاسه فروشی نیست. |
|
+ نوشته شده در
90/09/24ساعت 19:3 توسط |
|
|
+ نوشته شده در
90/08/17ساعت 19:58 توسط |
|
|
کوچک که بودیم چه دل های بزرگی داشتیم اکنون که بزرگیم چه دلتنگیم کاش دلهامون به بزرگی بچگی بود کاش همان کودکی بودیم که حرفهایش را از نگاهش می توان خواند کاش برای حرف زدن نیازی به صحبت کردن نداشتیم کاش برای حرف زدن فقط نگاه کافی بود کاش قلبها در چهره بود اما اکنون اگر فریاد هم بزنیم کسی نمی فهمد و دل خوش کرده ایم که سکوت کرده ایم سکوت پر بهتر از فریاد تو خالیست سکوتی را که یک نفر بفهمد بهتر از هزار فریادی است که هیچ کس نفهمد سکوتی که سرشار از ناگفته هاست ناگفته هایی که گفتنش یک درد و نگفتنش هزاران درد دارد دنیا را ببین بچه بودیم از آسمان باران می آمد بزرگ شده ایم از چشمهایمان می آید! بچه بودیم همه چشمای خیسمون رو میدیدن بزرگ شدیم هیچکی نمیبینه بچه بودیم تو جمع گریه می کردیم بزرگ شدیمتو خلوت بچه بودیم راحت دلمون نمی شکست ب زرگ شدیم خیلی آسون دلمون می شکنه بچه بودیم همه رو ۱۰ تا دوست داشتیم بزرگ که شدیم بعضی ها رو هیچی بعضی هارو کم و بعضی ها رو بی نهایت دوست داریم بچه که بودیم قضاوت نمی کردیم و همه یکسان بودن بزرگ که شدیم قضاوتهای درست و غلط باعث شد که اندازه دوست داشتنمون تغییر کنه کاش هنوزم همه رو به اندازه همون بچگی ۱۰ تا دوست داشتیم بچه که بودیم اگه با کسی دعوا میکردیم ۱ ساعت بعد از یادمون میرفت بزرگ که شدیم گاهی دعواهامون سالها تو یادمون مونده و آشتی نمی کنیم بچه که بودیم گاهی با یه تیکه نخ سرگرم می شدیم بزرگ که شدیم حتی ۱۰۰ تا کلاف نخم سرگرممون نمیکنه بچه که بودیم بزرگترین آرزومون داشتن کوچکترین چیز بود بزرگ که شدیم کوچکترین آرزومون داشتن بزرگترین چیزه بچه که بودیم آرزومون بزرگ شدن بود بزرگ که شدیم حسرت برگشتن به بچگی رو داریم بچه کهبودیم تو بازیهامون همش ادای بزرگ ترها رو در می آوردیم بزرگ که شدیم همش تو خیالمون بر میگردیم به بچگی بچه بودیم درد دل ها را به هزار ناله می گفتیم همه می فهمیدند بزرگ شده ایم درد دل را به صد زبان به کسی می گوییم... هیچ کس نمی فهمد بچه بودیم دوستیامون تا نداشت بزرگ که شدیم همه دوستیامون تا داره بچه که بودیم بچه بودیم بزرگ که شدیم بزرگ که نشدیم هیچ دیگه همون بچه هم نیستیم ای کاش هیچ وقت بزرگ نمی شدیم و همیشه بچه بودیم
|
|
+ نوشته شده در
90/08/16ساعت 21:59 توسط |
|
|
همه چی آروم
همه چی آرومه تو به من دل بستی این چقد خوبه که تو کنارم هستی همه چی آرومه غصه ها خوابیدن شک نداری دیگه ،تو به احساس من همه چی آرومه من چقد خوشحالم پیشم هستی حالا به خودم می بالم تو به من دل بستی از چشات معلومه من چقد خوشبختم همه چی آرومه تشته ی چشماتم منو سیرابم کن منو با لالایی دوباره خوابم کن بگو این آرامش تا ابد پابرجاست حالا که برق عشق تو نگاهت پیداست همه چی آرومه من چقدر خوشحالم پیشم هستی حالا به خودم می بالم تو به من دل بستی از چشات معلومه من چقدر خوشبختم همه چی آرومه |
|
+ نوشته شده در
90/08/15ساعت 16:14 توسط |
|
|
اي كجايي كه دلم برات تنگ شده شايد هم تو قلبت از سنگ شده
دل من تنگ برات طاقت دوري نداره چقدر داد زدم هيچكي صدام نداره
عاشقت گشته ام و كشته ي رويت شده ام صورت ماهت كه ديدم زودي بيهوش شدم
من تو را دوست دارم اي رفيق ساده دل باور نمي كني بپرس از دوستان اهل دل
كاش مي شد كه مرا باور كني من بشينم جنب تو حرفها آغاز كني
عشق تو مرا برده از هوش و برم كه نتوانم تو را درخواب هم از يادم ببرم
|
|
+ نوشته شده در
90/08/13ساعت 21:53 توسط |
|
|
خدای عزیزم اون کسی که همین الان مشغول خوندن این متنه
زیباست چون دلی زیبا داره
درجه یکه چون تو دوستش داری
قدرتمند و قوی پر اراده ست چون تو پشت و پناهشی
خدایا ازت میخوام کمکش کنی زندگیش سر شار از همه بهترینها باشه
خواهش میکنم بهش درجات اخروی و دنیایی عطا کن
و کاری کن به انچه چشم امید دوخته اگر به خیر و صلاحشه برسه
خدایا در سخت ترین لحظات یاریش کن تا همیشه بتونه در ناممکن ترین موقعیت ها بدرخشه و عاشقانه مهر بورزه
خداوندا همیشه و هر لحظه اورا در پناه خودت حفظ بفرما
هر وقت بهت احتیاج داشت دستش رو بگیر حتی اگریادش رفت که از تو کمک بخواد
و کاری کن این رو با تمام وجود درک کنه که هر هنگام با تو ودر کنار تو قدم برمیداره وبه تو توکل میکنه همیشه و همه حال ایمن خواهد بود دوست عزیزم از هم اکنون زمان داره برات شمرده میشه ومیتونی این رو به همه عزیزانت تقدیم کنی واز ته دل هم برای خودت و هم برای عزیزانت دعا کنی ومن رو هم فراموش نکن وبرای من هم دعا کن چون همین دعا ها و مهر و محبتهاست که ما انسانهارو به هم متصل میکنه..حتی اگر همدیگرو نشناسیم. |
|
+ نوشته شده در
90/08/13ساعت 19:6 توسط |
|
|
+ نوشته شده در
90/08/11ساعت 19:45 توسط |
|
|
هم اتاقی هم اتاقی هم اتاقی... برس بدادم
اونی که دل و دینم رو برده
خیلی وقته نکرده یادم
هم اتاقی..
ببین چگونه سیل اشکم شده رونه
درد جان سوزم رو بجز تو
بخدا هیچی نمی دونه
هم اتاقی...
برو طبیب دل بیمارم رو بیار
عاشقش غریبه مرده از رنج و انتظار...
هم اتاقی برس به دادم اون یکه دل و دینم رو برده
خیلی وقته نکرده یادم |
|
+ نوشته شده در
90/08/05ساعت 20:1 توسط |
|
|
صفحه نخست پروفایل مدیر وبلاگ پست الکترونیک آرشیو وبلاگ عناوین مطالب وبلاگ |
| درباره وبلاگ |
|
در آن شهری که مردانش عصا از دست کور می دزدند من نادان خوش باور محبت جست و جو کردم
|
| نوشته های پیشین |
|
هفته اوّل اردیبهشت 1391 هفته اوّل فروردین 1391 هفته چهارم آذر 1390 هفته سوم آبان 1390 هفته دوم آبان 1390 هفته اوّل آبان 1390 |
|
RSS
|